صد درد

 
رشته انتخابی من
نویسنده : مجید - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٦
 

به نام خدا 

 پنجشنبه شانزدهم اسفندماه 1386 

 راجع به رشته  ای که قراره  سی ام  خرداد تو امتحانش شرکت کنم خیلی فکر  ، رایزنی  ، بررسی و تحقیق کردم ، حتی جدول   مدارک کارشناسی ارشد مورد پذیرش امتحان Ph.D وزارت بهداشت  تو رشته های مختلف رو هم دقیق بررسی کردم و برنامه های درسی و سرفصل های دروس علوم پزشکی ارشد و دکترا  رو هم خوندم .  عزیزان تو وزارت بهداشت قول داده بودند که شرط مدرک کارشناسی  رو  امسال از امتحان ارشد علوم پزشکی  بردارند اما دفترچه که اومد دیدیم این کاررو نکردند و فقط تو چند تا رشته خاصی که زیاد مشتری ندارند مثل کتابداری پزشکی ، مدارک پزشکی ، رفاه اجتماعی و مثل اینها شرط مدرک رو برداشتند ولی خب  نسبت به پارسال هم  تغییراتی داده بودند  ، مثلا  بهداشت عمومی ها مجاز  شدند فیزیولوژی و علوم  تغذیه و علوم بهداشتی در تغذیه  هم شرکت کنند که بازم جای شکر داره  . با خودم فکر کردم من همش از 14 فروردین تا 28 خرداد زمان دارم که برای ارشد  بخونم ، با این علاقه شدیدی هم که من به مطالب بالینی و داروها و این چیزها دارم و یه وقتی رو ازم  حتما می گیرن و مثل معتادها ! هم  برام ترکشون سخته پس باید یه رشته ای رو انتخاب کنم که هم مطالبش تو برنامه  مطالعه ام باشه و  ارزش خوندن داشته باشن  هم به درسهاش علاقه داشته باشم و قبلا خونده باشم  هم دکترای با پدر و مادرداری بتونم ازش بگیرم و هم به خود پزشکی نزدیک باشه که درنهایت علوم تغذیه رو انتخاب کردم ،  برای امتحان فقط فیزیولوژی و تغذیه و بیوشیمی و زبان داره که می شه در عرض سه ماه خوندشون که  برام غریبه نیستند   ، رشته خوبیه و مرتبط با پزشکی و بیماریهاست و مهمتر از همه با ارشد علوم تغذیه می شه دکترای تخصصی  خود تغذیه و حتی بیوشیمی بالینی گرفت و نسبت به فیزیولوژی و اپیدمیولوژی بازار کار بهتری هم داره و برام از هر جهت خوبه ، سم شناسی هم رشته خوبی بود و چون با عشق اصلی من ،  داروها مرتبط بود اونم می شد انتخاب کرد ولی شیمی هم جزو منابعش بود که من چون پایه ضعیفی داشتم  قیدش رو زدم همین طور اپیدمیولوژی که پایه ریاضی قوی می خواد و دکتراش هم ( جز رزیدنتی که فعلا مختص پزشکان محترمه ! ) فعلا تو ایران نیست  .

 کلا رشته هایی مثل فیزیولوژی و اپیدمیولوژی کاربردشون مختص خود دانشگاهه و بیرون نمی شه باهاشون کاری کرد اما تغذیه بازم جای مانور داره ، البته اگه هماتولوژی یا میکروب شناسی  رو می گذاشتند شرکت کنم  خیلی خوب می شد اما نگذاشتند ، یه انتخاب خیلی خوب دیگه هم داشتم که مدیریت خدمات بهداشتی درمانی بود چون یک ساله کسانی که ارشد این رشته رو دارند و مدرک کارشناسی شون بهداشت عمومی بوده می تونند دکترای تخصصی بهداشت باروری !!! شرکت کنند که چون اصلا این قضیه بخصوص اون مدرک  ارشدش با عقل و منطق جور در نمی آد و انجمن مامائی و بهداشت باروری هم اعتراض شدیدی کرده و هرآن احتمال داره منتفی بشه اونم بی خیال شدم ، واقعا خیلی دوست دارم بدونم رو چه حسابی همچین تصمیمی رو گرفتند چون برای  کسی که تو ارشد دوسال دروس مدیریتی و اقتصاد و این چیزها خونده دیگه مسخره ست دوباره بیاد بیماریهای زنان و کودکان و این چیزا رو بخونه !این  تصمیم ها فقط از وزارت بهداشت ما برمی آد !  ولی خیلی دوست دارم تو این سیستم سخت گیرانه مدرک گرا که کارشناس ارشد فیزیولوژی حق شرکت تو دکترای آناتومی و فارماکولوژی رو نداره ! دلیل و منطق این یه چیز رو بدونم ؟!!!!! 

تمام تلاشم رو برای قبولی می کنم اما راستش رو بخواین چندان دلم روشن نیست و اون شور و حال و انگیزه  قبول شدن رو ندارم  چون علاقه اصلی من به سمت مسائل بالینی و داروهاست که با تحصیل تو رشته هایی مثل پزشکی و داروسازی یا مثلا طب سنتی  بدست می اومد برای همین راستش رو بخواین  این رشته امتحانی رو که تو شرایط فعلی از جمیع جهات برای من بهترین انتخاب بود رو هم با اکراه انتخاب کردم  ، من آدمی نیستم که خودم یا حتی مطالعه ام رو بخوام به یه زمینه خاص محدود کنم یا بخاطر یه امتحان بخوام از تفریحاتم بگذرم یا  مثلا وبلاگم رو تعطیل کنم !ولی رشته هایی مثل پزشکی اونم مثلا یه تخصص مثل داخلی یا داروسازی بالینی خیلی بیشتر به درد من می خورد . موقع کنکورسراسری  هم مثل حالا بیشتر  اوقات مطالب بالینی می خوندم تا مثل بعضی ها فقط و فقط شبانه روز درسهای کنکور رو و فقط یه صبح تا ظهر روشون وقت می گذاشتم و باقی اوقات اصلا خوشم نمی اومد طرفشون برم و  حالا هم همون رویه داره تکرار می شه ، می دونم به قول عزیزی شاید قاعده بازی این نباشه  و چه می دونم از سسیل و هاریسون تو کنکور سوال نیاد اما  ازم خرده نگیرین چون واقعا نمی تونم از مطالب  مربوط  به بیماریها و داروها دل بکنم و بذارمشون کنار  ، مثل یه مادر یا پدری که بخوان بچه عزیزش رو ازش جدا کنند برام خیلی سخته و برای همین هم چندان منتظر شنیدن خبر قبولی ام  تو شهریور یا حتی تیر ( چون نتایج اولیه اون موقع می آد )  نباشین هرچند تمام تلاشم رو می کنم و کم نمی ذارم  .    این سهمیه ها هم که تو مملکت ما و آزمون های مملکت ما دیگه یه چیز عادی شده و امثال ما فقط 50 % سهمیه ها رو تشکیل می دیم و رقابتمون محدود به همون 50 % هستش .

اگه اجازه می دادن تو امتحان پزشکی از لیسانس شرکت می کردم خیلی برام خوب می شد و احتمال قبولیم خیلی بالا بود و بعید می دونم هیچ کدوم از اینهایی که عزیزان معتقدند نخبه هستند می تونستند با من رقابت کنند چه از نظر علمی چه سوابق پژوهشی و واقعا حق یکی مثل من رو براحتی پایمال کردند  . با حل شدن مشکل سربازیم دیگه اون فشار شدیدی که باید  حتما تو سال دیگه قبول بشم روم نیست و  یه جورایی خیالم راحته و حتی  می تونم  در حین کار هم بخونم و ادامه بدم هرچند خب هرچه زودتر قبول شم بهتره بخصوص اینکه اگه ارشد رو داشته باشم بعد وارد زندگی بشم کارم خیلی بیشترتر !! راحت می شه ، شاید هم اگه اینجا قبول نشم آبان ماه برای ارشد وزارت علوم تو یه رشته ای مثل میکروبیولوژی ثبت نام کنم ( اگه می دونستم اینا شرط مدرک رو تو همه رشته ها آزاد نکردند همین امسال شرکت می کردم چون گفته بودند جز پرستاری و مامائی از بقیه رشته ها برداشته شده )  اونجا بهمن امتحان بدم و اگه قبول بشم با ارشد اون Ph.D می تونم ایمونولوژی یا میکروب شناسی وزارت بهداشت امتحان بدم .

 خلاصه تا الان هرچی رشته انتخاب کردم از کاردانی مبارزه با بیماریها گرفته تا کارشناسی بهداشت عمومی و حالا تغذیه بیشتر جنبه پُل زدن و میون بُر زدن برای دکترای تخصصی داشته چون اونه که برام مهمه و هذف اصلی منه .  اگه تو یه رشته آزمایشگاهی یا پایه نظام پزشکی دار هم  باشه که دیگه خیلی خیلی خوب می شه و به دومین آرزوی مهم زندگیم بعد کارت معافیت خواهم رسید  ، ولی خدا وکیلی اگه من تو هر مملکتی غیر از اینجا  به دنیا می اومدم و زندگی می کردم اسیر این همه تنگ نظری و محدودیت گذاری از جانب مسئولین نمی شدم و تا الان برای خودم یه چیزی شده بودم ولی تو شرایط فعلی برای رسیدن به هدفم راهی جز این جوری میون بُر زدن پشت سر هم ندارم .

      نکته بهداشتی پزشکی :   

 

اون عزیزانی که می رن وازکتومی می کنند بعد وازکتومی یه وقت بی خیال نشن که دیگه هر کاری بخوان می تونند با خیال راحت  بکنند و خبری هم از نی نی نخواهد بود !! نه آقا !! این خبرا نیست ! باید مرتب آزمایش مایع  م  ن  ی رو بدن و به روایتی بعد 30 بار آزمایش و به روایتی حدود شش ماه بعد که دوتا آزمایش متوالی منفی  از نظر ا  س  پ  ر  م داشتند ( ا س پ ر م  و گ ر ا م بهش می گن ) می تونند با خیال راحت مشغول بشن !! ولی تا وقتی که پزشک نگفته و آزمایش ها همچنان مثبت می شه مراعات بفرمایند !!!   

   نکته تغذیه ای : 

  یکی از خوراکیهای مقوی برای همه بخصوص بچه های در حال رشد اینکه که بعد از صبحانه حدود 7 تا 10 تا بادوم رو براشون مغز کنین و بدین بخورن ،  بادوم ها رو بذارین تو آب خیس بشن و پوستشون رو بکنین و بدین بخورن .  

 نکته دارویی :  

در مورد کپسول فلوکسیتین ( prozac ) که برای افسردگی تجویز می شه خیلی بحث می شه که بالاخره باعث افزایش اشتها و وزن می شه یا کاهش اونها ، واقعیتش اینه که این دارو اول اشتها رو مهار می کنه و وزن رو به کاهش می ره ولی بعدا کم کم اشتها زیاد می شه و بالطبع وزن هم  زیاد می شه .    

  پاسخ به پرسشهای شما :  

دوست عزیز بی نام ، رسیدگی به این جور شکایات کار کلانتری ها نیست بلکه  معمولا دادگاههای خانواده  همچین وظیفه ای دارند ، پیشنهاد می کنم اگه واقعا خیلی با این قضیه مشکل دارین با یه مشاور حقوقی مشورت کنین ، ولی به عنوان یه برادر می گم قبول کنین خودتون هم مقصرین و زیادی جلوش کوتاه اومدین و حتی از یه ایمیل زدن هم که یه کار صد درصد شخصیه هم واهمه دارین ، سعی کنین محکم تر و قوی تر باشین ، ولی قبول کنین که اینجا بیشتر از این نمی شه رو این مسئله صحبت کرد ان شالله درک می فرمایید ولی تنها کاری که می تونم براتون انجام بدم اینه که بگم اینجا و اینجا  رو بخونید و برای آقاتون پرینت بگیرین !   

 درمانگاه :  

یه خانم 58 ساله ای با علائم تهوع ، استفراغ و  اسهال بعد از خوردن سالاد مرغ به اورژانس مراجعه می کنه ، مسمومیت با یه میکروب مواد غذایی به اسم استافیلوکوک اورئوس تشخیص داده می شه اما برای اطمینان بیشتر ازش یه گرافی شکم هم می گیرن که تو اون کلسیفیکاسیون ( شما فرض کنین یه حالت آهکی شدن ) منتشر دیواره کیسه صفرا رو نشون می ده ! بعد از Stable ( ثابت شدن ) وضع بیمار چه اقدامی باید انجام بشه تا بفهمیم داره سر اون بخت برگشته چی می آد ؟  

 با این چیزی که تو گرافی دیده شده بدجور احتمال کیسه صفرای چینی یا کلاه چینی ( Porcelain gallbladder ) می ره ،  حدود 25 درصد کسانی که همچین چیزی دارند احتمال داره سرطان کیسه صفرا بگیرن و معمولا هم  ممکنه بطور اتفاقی تو تصویر برداری های شکم و کیسه صفرا ممکنه شناسایی بشه و بیمار علامتی نداشته باشه یا یه درد دائمی تو ربع فوقانی راست شکم ، کاهش وزن ، زردی و توده قابل لمس همون جایی که درد دائمی هست وجود داشته باشه ، نسبت زن به مرد تو ابتلا به سرطان کیسه صفرا حدود 4 به 1 هستش و سن بیماران هم معمولا بالاست و میانسالی رو دیگه رد کردند و دارن پیر می شن ! چون خطر پارگی کیسه صفرا وجود داره تو همچین بیماری بیوپسی ( نمونه برداری ) و کله سیستکتومی لاپاراسکوپیک ( یعنی از راه شکم وارد می شن کیسه صفرا رو بررسی و حتی برمی دارن ) نباید انجام بشه و بهترین کار برای بررسی همچین بیماری کله سیستکتومی باز هستش ( یعنی به سلامتی و میمنت اون عزیز رو می برن اتاق عمل هرکاری می خوان بکنند از بررسی گرفته تا  برداشتن کیسه صفرا تو حین عمل جراحی می کنند) هرچقدر زودتر این سرطان تشخیص داده بشه میزان بقای بیمار هم بالاتر می ره .  

توضیح : با مطلب این دفعه دوهفته ای می شه که این بخش یه تغییری کرده و اون اینه که دارم سعی می کنم  بجای کیس هایی که خودم طراحی می کردم سوالات امتحانات پره انترنی و دستیاری و کیس های مطرح شده تو رفرنس های گوناگون رو اینجا بگذارم و جواب سوال رو هم با هایلایت زرد و  رنگ آبی  مشخص کنم و توضیحاتی هم  درباره اش بدم جوری که هم برای پزشکان عزیز یه دوره و review خوبی باشه هم عزیزانی که تو سال 87 امتحان پره و دستیاری دارند با سوالات آشنا بشن و از وقتی که می گذارند و اینجا می آن دست خالی بیرون نرن و  هم برای بقیه تاجایی که بشه به شکل ساده پیچیده ترین کیس ها و اصطلاحات پزشکی رو می گم جوری که اونها هم متوجه بشن و یه چیزی یاد بگیرن .     

زیان بار تر از تمام عیبها ، عیبی است که نزد صاحبش پوشیده باشد ( جالینوس )