صد درد

 
ماه محبوب من : اسفند ماه
نویسنده : مجید - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٦
 

به نام خدا

 پنجشنبه  دوم اسفند ماه 1386 

 خب  بالاخره ماه محبوب من  اومد ، اسفند ماه رو خیلی دوست دارم ، حتی بیشتر از عید و روز اول فروردین . بخاطر این شور و نشاطی که مردم برای خرید عید و نونوار شدن و این چیزا  دارند ، بدون شک مهمترین  و پرکارترین ماه زندگی من هم  همین ماهه ، حدود نُه سالی می شه که  اول اسفند که می آد تا دو سه روز مونده به عید  برای همه بچه های فامیل می رم ( سوای عیدی نقدی  خانواده !! )  برحسب سن و جنس و علاقه شون کادو می خرم و با مامان دو سه روز مونده می شینیم کادو می کنیم و شب عید مثل درخت کریسمس !! می ذاریم یه گوشه و عید که می آن خونه ما بهشون می دم و راضی و خوشحال هم  از خونه ما می رن بیرون ، این یکی از لذت بخش ترین کارهای زندگی منه که از دیروز هم شروع کردم . البته می تونم برم  همه رو یک جا بخرم اما دوست دارم تا آخر اسفند هرشب یا حداقل بعضی شبها یه بهانه ای برای بیرون رفتن و دیدن شورعید تو مردم داشته باشم و اون شبهایی هم که بهانه نیست یا خودم یا با مامان می ریم قدم می زنیم  ، خریدهای جزئی رو انجام می دیم و ... ،  حتی اگه مجبور بشیم روزهای آخر طبق معمول بجای پیاده رو از تو خیابون تردد کنیم !   چون خیابون ما یه مرکز خرید بزرگه و عید و غیر عید بخصوص غروبها خیلی شلوغ می شه و شب عید تا چند دقیقه قبل سال تحویل   هم دیگه خیابون بسته می شه و حراجی ها جنس هاشون  رو می آرن  می ریزن وسط خیابون  ! البته دیدن محیط متنوعی ! که این شبها رنگ و وارنگ و متنوع تر هم می آن خرید ! هم خالی از لطف نیست و باعث می شه دلمون کمی باز بشه  ! استغفرالله ربی و ..... !!!!!!!  برای من عید نوروز یکی از بزرگترین  و شادترین عیدهاست و بخصوص یکی دوروز اولش و بازم بخصوص روز اول فروردین که همیشه تو خونه ما یه روز استثنایی و به یادموندنی بوده .  همیشه خونه ما بخاطر پدربزرگم و پدرم ( که جفتشون دیگه نیستند ) و مادربزرگم که بزرگتر بودند و هستند روز اول عید حسابی شلوغ بوده و هست  وهمین جور همه می رن می آن و هشتاد - نود  درصد مهمون های ما همون دوروز اول تموم می شدند و می شن  و ما همیشه از روز چهارم می رفتیم و  می ریم این طرف و اون طرف ، بجز زمانی که پدربزرگ و مادربزرگ مادری ام تا سال 81 زنده بودند و صبح روز اول عید  می رفتیم اونجا ناهار رو که می خوردیم اول می رفتیم خونه خاله بابام ( پارسال سه هفته قبل بابام فوت کرد ) و از اونجا می اومدیم خونه خودمون و سریع تیریپ رو عوض می کردیم ! و مهمون ها هم  که بهشون می گفتیم دو به بعد بیان  یکی یکی می رسیدند و اول می رفتند پایین پیش پدربزرگ و مادربزرگم و بعد می اومدن بالا ( پارسال یک جا  عید رو بالا گرفتیم ولی امسال دوباره مثل سابق  می شه ) و تا بیان بالا ما چقدر راه می رفتیم و قدم می زدیم و انتظار می کشیدیم و از تو راهرو نگاه می کردیم   ! یادش بخیر ! خیلی روزگار خوبی بود ، گذشت  ، با مرورشون اشک تو چشمهام جمع می شه ، این روزها که یادش می افتم نمی تونم جلوی اشک هام رو بگیرم و حتما می رم یه جایی مثل بهشت زهرا تا حسابی تخلیه شون کنم ،  پیش همه اونهایی که سال تحویل و عید و خیلی مناسبت های دیگه رو باهاشون خاطره ها داشتیم .   دنیاست دیگه ، باید هر لحظه خودمون رو باوضعیت جدید تطبیق بدیم و  با وضعیتی که ما داریم و من دارم شاید سالهای دیگه همین هم دیگه نباشه .   بازم یادش بخیر !یه زمانی خونه ما سال تحویل همه اهالی طبقه پایین می اومدند بالا ، مامان هفت سین می  گذاشت و  دور هم جمع می شدیم ، پدر بزرگم ، مادربزرگم ، عمه ام ، دوتا عموم و ما چهارتا  و البته قبل ترش اون یکی عموم و عمه ام  ولی حالا فقط مادربزرگم مونده و عمه ام و بالا هم ما سه نفر و خیلی ها دیگه نیستند یا از دنیا رفتند یا رفتند سرخونه زندگی هاشون ، یادش بخیر ، سال تحویل 7713 که یازده شب بود عموی کوچیکم که چهار روز بعدش عروسیش بود و آخرین سال تحویلی بود که با ما بود بعد سال تحویل زد زیر گریه. روزگار خوبی بود ،  خیلی خوب  ، یادش بخیر ،  بگذریم  چون جلوی اشک هام رو نمی تونم بگیرم .  پذیرایی هاهم تو عید  همیشه  با شخص منه ! و معمولا سعی می کنم بهترین تیپ رو بزنم و همیشه هم کراوات می زنم تا کلاس کارمون بالاتر بره !  امسال پیرهن آستین کوتاه یاسی مایل به آبی   با کراوات راه راه سرمه ای و سفید و شلوار سرمه ای تیریپ توی خونه منه  !! برای بازدیدها هم خوشبختانه امسال خرید ندارم چون همون  تیریپ عروسی که مرداد ماه رفتیم رو فقط همون  یک بار پوشیدم و بس !! اگه استفاده نکنم مصداق اسرافه .

 پارسال هم که  قبلا گفتم اجازه ندادم این عید بزرگ با خرافاتی مثل نوعید و آجیل نگذاشتن و این چیزها خراب بشه و بطور کامل و بهتر از هر سال هم عیدمون رو برگزار کردیم .  قدر این روزها رو بدونین  ، روزهای پر شور و نشاط اسفند و روزهای شادی آفرین و قشنگ عید منهای تعطیلاتش !! مشکل من فقط تعطیلات طولانی عیده چون عادت ندارم این همه مدت خونه بمونم و پارسال غروب سیزده بدر بقدری کلافه بودم که فقط تو اتاق قدم می زدم و ساعت شماری می کردم که این چند ساعت هم بگذره !! عید نوروز داره می آد ..... یکی از بزرگترین و بهترین اعیاد ما ....... دارین آماده می شین ؟

 نکته بهداشتی پزشکی :   

هر خانمی بعد از 20 سالگی باید ماهی یک بار و در یک روز مشخص خودش پ .... ا ... ن هاش رو معاینه کنه ، بهترین زمان معاینه هم هفت روز بعد پ ر ی و د هستش ، طرز معاینه صحیح رو هم  یه  ماما یا یه پزشک عمومی  خانم یا دکتر زنان که خانم ها باهاشون راحت تر هستند باید به خانم ها تو اولین مراجعه آموزش بدن    

 نکته تغذیه ای : 

 تو مملکت ما یه خانمی که باردار می شه و قراره نی نی بیاره رو می بندن به جگر !! که بخور برای خودت و بچه ات خوبه و از این حرفها !  و سیخ سیخ جگر می کنند تو دهن بیچاره  !! ولی توجه ندارن که جگر یکی از منابع حیوانی غنی ویتامین A محسوب می شه و این ویتامین  زیادیش  برای خانم های باردار خوب نیست و ممکنه رو نی نی شون عوارض ایجاد کنه ولی منابع گیاهی ویتامین A مثل هویج که پیش ساز ویتامین A مثل بتاکاروتن رو دارند این مشکل رو ندارن ، حداکثر هفته ای یک سیخ جگر برای خانم های باردار کافیه ،  حتی دیگران هم باید  رعایت  کنند چون زیادی مصرف ویتامین A عوارض پوستی و استخوانی و گوارشی داره .   

  نکته دارویی :  

  داروی سیتریزین که به شکل قرص و شربت وجود داره جزو داروهای آنتی هیستامین هستش که برای رفع حساسیت ها و آلرژی های فصلی ، عطسه ، آبریزش بینی ، خارش بینی و چشم و امثال اینها کاربرد داره ، این دارو نسبت به سایر داروهای آنتی هیستامینی خواب آلودگی و عدم هوشیاری کمتری  ایجادمی کنه اما در مورد این دارو هم همون رعایت رانندگی نکردن و کارهایی که هوشیاری می طلبند رو نکردن هم توصیه می شه بخصوص اونهایی که الکلی هم تشریف دارند !  کلا برای کم کردن اثرات خواب آوری آنتی هیستامین ها بهتره اونها رو با غذا مصرف کرد . زیر دوسال بهتره بی خیال تجویز بشین و تو کسانی که نارسایی کبد و کلیه دارند یا تو دوران بارداری یا شیردهی هم هستند نباید خودسرانه مصرف بشه . معمولا هم بشکل  ده میلی گرم یک بار درروز یا دو تا پنج میلی گرم در 24 ساعت  تجویز می شه ( قرصش 10 میلی گرمه و شربتش تو یه قاشق مرباخوری 5 میلی گرم داره )   ولی تو بچه های کوچیک و حتی  تاسن  15 سال  باید کمترین دوز( یک چهارم تا نصف  دوز معمول )  رو با توجه به شرایط بچه در صورت ضرورت  بکار برد ، یکی دوماه پیش گزارش شده تجویز سیتریزین تو یه بچه باعث بالا رفتن فشار چشمش و تاری دیدش شده .
  

 پاسخ به پرسشهای شما :

 دوست عزیز بی نام  ،  به شوهرتون بفرمایین که اون کار!!  از ناحیه عقب مشکل داره و  هم از نظر شرعی هم از نظر  بهداشتی پزشکی نهی شده .

  ببینین سیما خانم ، چاره قطعی مشکل شما اینه که نیاز طبیعی خودتون رو از راه طبیعی خودش که اسلام ازدواج رو  توصیه کرده برطرف کنید و تو این زمینه سعی کنید خودتون رو برای ازدواج آماده کنید و نکات مربوط به خانه داری و این چیزها رو هم وقت بذارین یاد بگیرین و اگه موردی براتون پیش اومد سخت نگیرین ولی عاقلانه و سنجیده تصمیم بگیرین ، ولی فعلا خودتون رو با مطالعه کتابهای مختلف ، ادامه تحصیل ، سرگرم شدن به کارهای مختلف مثل آشپزی و خانه داری ، ورزش کردن ، با دوستان و خانواده این ور و اون ور رفتن و از این قبیل تفریحات سالم مشغول کنید و اگه اون فکرها به سراغتون اومد سریع  فکرتون رو به چیزهای دیگه منحرف کنین و سرتون رو یه جور دیگه گرم کنید یا یه میوه بخورین ، سعی کنین خودتون رو تنها نگذارین و تو چنین موقعیت هایی که اون افکار به سراغتون می آن  قرار نگیرین و لباسهای تنگ و چسبون هم نپوشین . 
 یکی از عزیزانی که تو تبریز روانشناسی می خونند در مورد مطلب درمانگاه هفته پیش که در مورد وسواس بود ایراد گرفتند که چرا من نوشتم از دو سالگی ممکنه رفتارهای وسواسی شروع بشه ، ایشون از اساتیدشون شنیدن که این رفتارها زیر هفت سالگی شکل نمی گیره ، باید بگم من هر چی مطلب علمی اینجا می نویسم از رو کتاب ها  و اخبا ر سایت های معتبر و مجلات پزشکی درست و حسابیه  و اگه چیزی رو هم حفظ باشم  و بلد باشم ولی بخوام اینجا بنویسمش بازم می رم از رو کتاب نگاه می کنم و بعد می نویسم و حتی برای مطلب درمانگاه دو سه تا کتاب معتبر رو نگاه می کنم و چکیده قابل فهمی برای همه در می آرم و اینجا می گذارم و هیچی از خودم نمی نویسم ولی گاهی پیش می آد که دوستانی که تو یه مطلب وارد هستند فکر می کنند اینجا مورنینگ ریپورتهاشونه و  ایراد می گیرن که چرا مثلا کل یوم تشخیص های افتراقی !! رو ننوشتی یا از این ایرادات که من خودم حواسم هست اما قبلا هم گفتم با اهداف وبلاگ مغایرت داره و صلاح نمی بینم  اونها رو بنویسم و به معنی ندونستن نیست یا حتی بعضی ها از همین مطالبی که از کتاب ها و مقالات و تحقیقات  اساتید هم نوشته شده ایراد می گیرن  و باید یه چیزی بگن و تا نگن راحت نمی گیرن !! یکی از منابع من برای مطلب هفته پیش راجع به وسواس کتاب درمان قدم به قدم اختلالات روانپزشکی  ویرایش دوم تالیف دکتر مجید صادقی ، دکتر فیروزه رئیسی و دکتر عباس عظیمی کیاست که   انتشارات برای فردا  این کتاب رو چاپ کرده   و اگه به صفحه 59 خط های هفتم و هشتم مراجعه بفرمایید می بینید که نوشته  اختلال وسواسی – جبری می تواند در نوجوانان ، کودکی و حتی در برخی موارد در دوسالگی هم شروع شود ( عین عبارت کتاب  ) نسرین خانم عزیز توجه داشته باشید هر سه این عزیزان اساتید و  اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و بیمارستان روزبه هستند و این نکته رو با توجه به کیس های مرجوعی متعددی که در طول سالیان خدمت خود مشاهده کردند نوشتند و کتاب هم  از منابع معتبرتری نوشته شده نه روانپزشکی آکسفوردی که قراره حذفش کنند !   ، قرار نیست هرچی تو اکسفورد و کاپلان نوشته وحی منزل باشه ، بعضی وقتها تجربیات بالینی در طول سالیان طبابت چیزهایی رو یاد آدم می ده که تو هیچ کتابی نوشته نشده . اگه بحثی دارید برین با نویسنده ها بکنید و اگه معلوم شد شما درست می گفتین به من هم بگین اون قسمت رو حذف می کنم ولی در شرایط فعلی حرف یه روانپزشک باتجربه برای من معتبرتره تا عزیزانی که تو روانشناسی فعالیت می کنند و تجربیات بالینی حداقل در این سطح رو ندارن .  
 مرجان خانم ، من هم در مورد خواص  کف دریا شنیدم ، تاجایی که من می دونم ترکیب کف و نمک دریا برای سفیدی و افزایش استحکام دندون ها مفیده .     

  درمانگاه :

 خانم پنجاه ساله چاقی  با درد ناحیه پایین و چپ شکم و یبوست این  چند روز اخیر  مراجعه کرده ، دردش با سرفه کردن هم بدتر می شه .  هیچ سابقه ای هم از زخم معده یا هیچ بیماری دیگه نشون نمی ده و مشکل دیگه ای هم نداره  ، تو بررسی های پاراکلینیکی که از این خانم صورت می گیره در ناحیه کولون ( روده بزرگ )  وجود دیورتیکول گزارش می شه ، دیورتیکول چیه و باید چه کرد ؟ 

 اصولا دیورتیکول ها برآمدگی های غیر طبیعی هستند که در اثر افزایش فشار دیواره یه ارگان توخالی مثل روده به خارج  اتفاق می افتند  و می تونند هیچ وقت هم هیچ علامتی ایجاد نکنند ولی بعضی وقتها باعث ، خونریزی ، عفونت ، آبسه و فیستول می شن .   واژه دیورتیکولیت که تو بعضی منابع ذکر می شه اشتباهه . اگه تمام لایه های یه ارگان درگیر شده باشند دیورتیکول حقیقی ولی اگه فقط یه لایه مثلا فقط  یه لایه مخاطی درگیر شده باشه و باعث برجستگی و برآمدگی شده باشه می گن دیورتیکول کاذبه ، دیورتیکول مِکِل که بیشتر تو بچه ها شایعه داره معمولا از نوع حقیقی و بدون علامته . دیورتیکول هایی که بدون علامت هستند معمولا تو حین جراحی یا گرافی یا کلا هر تصویربرداری که به علتهای دیگه انجام می شه اتفاقی کشف می شن . علت ایجاد دیورتیکول ها هم بیشتر رژیم غذایی کم فیبر ( مثل  میوه ، سبزیجات و غلات و سبوس گندم ) ذکر می شه که تو جوامع صنعتی خیلی شایع تره و بیشتر هم سن بیماران بالای چهل ساله و خانم ها هم  یه کم بیشتر از آقایون مبتلا می شن .  معمولا بی علامته ولی می تونه درد ناحیه پایین و چپ شکم ( LLQ ) که ممکنه به بالای استخوان پوبیس ( زیر شکم ) ، کشاله ران چپ و پشت هم منتشر بشه ، تغییر تو اجابت مزاج به شکل یبوست یا اسهال یا دوره های متناوب اسهال و یبوست ایجاد کنه . معمولا ناحیه مبتلا موقع معاینه حساسیت به لمس داره و یه پُری یا توده ای هم ممکنه حس بشه و اگه با  عفونت هم همراه  باشه ممکنه بیمار تب و لرز هم بکنه و افرایش WBC ها یا گلبولهای سفید رو هم داشته باشیم. با سونوگرافی و سی تی اسکن ( بخصوص اگه آبسه و فیستول هم درکار باشه )  بهتر می شه به تشخیص رسید و بهتره فکر رادیوگرافی با باریوم رو از سرمون بیرون کنیم . به بیمارانی که دردشون خفیفه و بار اول شونه فقط تا چند روز مایعات صاف کرده و آنتی بیوتیک خوراکی  وسیع الطیف ( مثلا مترونیدازول و سفتریاکسون ) تجویز  و به هیچ عنوان مسکن نمی  دیم . اما تو موارد عود و شدید بیمار رو حداقل 48 ساعت  NPO نگه می داریم ( یعنی از راه دهان چیزی بهش نمی دیم بخوره ) و بعدش رژیم غذایی نرم رو براش شروع و از نظر وریدی هم مایعات لازم رو بهش می رسونیم ، آنتی بیوتیک وسیع الطیف هم تجویز و از پتیدین هم به عنوان مسکن استفاده می کنیم تا در مورد جراحی تصمیم بگیریم ،  معمولا جراح نباید خوش بین باشه و بگه یه دیورتیکوله و تموم ! باید هر نوع بدخیمی و تومور و این چیزها با کولونوسکپی رد بشه که معمولا بعد بهبودی بیمار و  حمله درد  ( حداقل 3 هفته بعد ) انجام می شه .  تو زمان جراحی هم جراح نباید فقط دیورتیکول رو رزکشن  کنه ( یعنی برداشتن ) ، بلکه بهتره اون قسمت هایی از کولون ( روده بزرگ ) که جدار ضخیم و شکننده دارند رو هم برداره ، در مورد آبسه و فیستول هم باید جداگانه کارهای مورد نیاز حتما انجام بشه تا کار به عفونت های گسترده تری تو سطح شکم ( پریتونیت ژنرالیزه ) و این چیزها نکشه ، تو بچه ها معمولا ممکنه عمل متفاوت باشه و دیورتیکول مکل برداشته بشه ولی تو بالغین و بخصوص  دیورتیکول هایی که اتفاقی کشف می شن باید  فقط اونهایی که زیادی بُلَندَن  یا دهانه تنگی دارن یا بدجوری به ناف و اطراف چسبندگی دارن  و بافت نابجایی  ایجاد کردند جراحی بشن و تو همه موارد جراحی لازم نیست و کلا در مورد دیورتیکول ها ،  نیاز بودن یا نبودن به جراحی یا نحوه و تکنیک عمل جراحی و اینکه عارضه دارن یا نه و این چیزها به تصمیم جراح بستگی داره و برحسب شرایط هرکس می تونه متفاوت باشه ، یه چیز دیگه هم اینکه معمولا کسانی که دیورتیکول دارند مشکلات دیگه ای مثل دیابت و سنگ کیسه صفرا هم می تونند داشته باشند .   

  

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند

 چنین نیز هم نخواهد ماند

 من ار چه در نظر یار خاکسار شد

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می زند

 همه راکسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

ان شالله که حق هیچ کسی  هیچ موقع ضایع نشه .