پزشکی در اسلام - قسمت یازدهم

به نام خدا

 

پنجشنبه چهاردهم بهمن 89

 

 

پیامبر اسلام ( ص ) : انجیر میوه ای است از بهشت ، بخورید که بواسیر را قطع و نقرس را نفع می بخشد.

 

براساس تحقیقات و تجزیه شیمیایی که رو انجیر انجام شده ثابت شده تو انجیر ماده ای بنام لیگنین وجود داره که یه نوع فیبر نامحلول هستش در حقیقت لیگنین فیبر غذایی غیر کربوهیدراتی هستش که باعث افزایش مایعات در مدفوع ، افزایش وزن مدفوع و سرعت عبور روده ای مدفوع می شه .

 

همین طور تو روده کوچیک در ترکیب با صفرا یه کمپلکس غیر قابل حلی تشکیل می ده که مانع جذب کلسترول می شه ، ماده موثره دیگه ای بنام دی هیدروکسی فنیل ایزاتین هم تو انجیر وجود داره که همون طور که قبلاً گفتیم خاصیت ملین داره .

 

از همین خاصیت ملین بودن انجیر تو داروسازی استفاده کردند و شربت انجیر تولید کردند ، تا جایی که می دونم اسم شربت انجیر تولید داخل فیژان و اسم شربت انجیر خارجی و ساخته سرزمین روباه پیر ! ( انگلستان ) CALIFIGهستش که تو نمونه خارجی روغن نعناع و زنجبیل و سنا هم اضافه شده ، این شربت ها بیشتر برای بچه ها یا سالمندهایی که یبوست می شن بکار می ره .

 

اینکه در حدیث اشاره شده انجیر باعث قطع بواسیر می شه و ما به خاصیت ضد یبوست و ملین انجیر اشاره کردیم به این علته که اصلی ترین عامل بواسیر یبوست های طولانی و سخته که باعث فشار به سیاهرگهای اطراف مقعد می شه و اگه یبوست برطرف بشه و روده خوب کار کنه مشکل بواسیر هم تا حدود زیادی حل می شه و پیامبر اسلام ( ص ) دقیقاً دست روی ریشه اصلی مشکل گذاشتند .

 

اگه کسی نخواست شربت انجیر بخره می تونه شبها پنج تا دونه انجیر رو که قبلاً  تو شیر خوب خیس خورده بخوره ، در مورد خاصیت های دیگه انجیر هم ان شالله بعدها اگه عمری بود حرف می زنیم .

 

حضرت علی ( ع ) : طعام را بگذارید سرد شود زیرا برکت در طعام سرد است .

 

براساس مطالعات اپیدمیولوژیک یکی از عوامل اصلی ایجاد کننده سرطان مری مصرف مواد غذایی و نوشیدنی های داغ هستش که مطالعه مخصوصی در این زمینه تو برزیل هم شده و توکشور خودمون هم تو ترکمن صحرا و کلاً استان گلستان تحقیقات مشابهی بخاطر عادت بیشتر مردم به نوشیدنی های داغ تو اون ناحیه انجام گرفته وکلاً اونجا سرطان مری شیوع بیشتری نسبت به بقیه جاها داره .

 

غذا یا نوشیدنی داغ باعث آسیب سلولهای طبیعی مری و تغییر شکلشون که متاپلازی بهش می گن می شه و بعد متاپلازی ما دیس پلازی و هیپرپلازی داریم که سلولها به تدریج تکثیر می شن و در نهایت تبدیل به سلول سرطانی می شن ، این اتفاق بیشتر در یک سوم انتهایی مری و نزدیک معده می افته .

 

امام جعفر صادق (ع) : شخص نباید با فردى که مبتلا به جذام است صحبت کند مگر آنکه میان آنها به اندازه یک ذراع ( نقل دیگه یک نیزه )  فاصله باشد .

 

تو این حدیث بخوبی یکی از مهمترین بخش از توصیه های پیشگیری از بیماریهای عفونی که از راه دستگاه تنفسی منتقل می شن تبیین شده و اونم رعایت فاصله مناسب و استاندارده .

 

اگه یادتون باشه پارسال هم که بحث آنفلوآنزای نوع A یا همون خوکی داغ بود یکی از توصیه های بهداشتی هم همین مورد بود ، کلاً ریز قطره های عفونی که از طریق دستگاه تنفسی منتقل می شن می تونند براحتی تو هوا معلق بشن و به فردی که بخصوص در تماس نزدیک قرار داره منتقل بشن ،عامل بیماری جذام میکروبی بنام مایکوباکتریوم لپرا هستش که اصلی ترین راه ورودش به بدن انسان هم از طریق دستگاه تنفس عنوان می شه .

 

می گن شیوع بیماری تو اعضای خانواده فردمبتلا به جذام 4 تا 8 برابر سایر افراد جامعه هستش و اکثر افراد مبتلا ضایعه های ناشی از جذام داخل بینی شون دارند ، تعداد زیادی ارگانیسم  ازترشحات بینی افراد مبتلا به خارج دفع می شه و این میکروب ها حتی تو ترشحات خشک شده بینی می تونند 7 تا10 روز زنده بمونند .

 

می گن تعداد میکروبی که بعد عطسه کردن فرد مبتلا به جذام تو محیط منتشر می شه به اندازه تعداد میکروب سلی هستش که با سرفه فرد مبتلا ( حدود 3000 قطره ) پخش می شه .

 

 یک نکته خیلی مهم اینه که نباید انتقال جذام رو به موارد بالینی و علامت دار محدود بدونیم چون چه بسا تو کسانی که تماس طولانی مدت و نزدیک دارند ولی فرد مبتلا علامتی نداره براساس مطالعات PCR روی مخاط بینی احتمال انتقال هست که معمولا تو چنین تماس هایی فاصله مناسب هم که تو حدیث اندازه یک ذراع یا یک نیزه گفته شده و معادل همون یک متر ، یک متر و نیمی هستش که الان WHO ( سازمان جهانی بهداشت ) برای پیشگیری از انتقال بیماریهای عفونی تنفسی توصیه می کنه رعایت نمی شه .

 

البته خوشبختانه الان جذام تو کشور ما با برنامه های  کشوری خوب تحت کنترل دراومده و شیوعش بسیار کم شده ( 02/0 در 10 هزار نفر )  اما نباید از سایر بیماریهای عفونی که از طریق دستگاه تنفسی منتقل می شن غافل شد و رعایت  فاصله مناسب و استاندارد که گفته شد همیشه لازمه و هیچ بعید نیست این حدیث اشاره دورش به همه بیماریهای با قابلیت انتقال از راه تنفسی باشه و به جذام برای این اشاره صریح شده که اون موقع شایع و قابل فهم و درک برای همه بوده .

 

امام رضا ( ع ) : به مریض های خود چغندر بخورانید زبرا در آن شفا است و هیچ دردی با آن نیست .

 

 لبوی معروفی که ما می شناسیم رو یکی از اعضای مهم خانواده چغندر می دونند که همین توصیفاتی که ذکر می کنیم تو اون هم هست ، چغندر حاوی مقدار زیادیعناصر پتاسیم ،فسفر ،کلسیم ، گوگرد ، ید ، آهن و مس هستش وهمچنین عناصر بسیار کمیابی مثل روبیدیوم (RUBIDIUM) و کاسیوم (CAESIUM)  تو اون وجودداره . کربوهیدرات ، کمی پروتئین و ویتامین هاییمثل B1وB2 ،نیاسین،B6 ،B12 وCهم توچغندر هستش .

 

چغندر آنتی اکسیدانی بنام بتایین داره که علاوه بر کمک به حفظ سلامت قلبی عروقی و تقویت سیستم ایمنی بدن برای جلوگیری از بیماریهایی مثل نقرس و آرتروز و به تاخیر انداختن روند پیری هم مفیده .

 

سلامت کبد ، سلامت پوست ، پاکسازی بدن ، درمان رعشه و خاصیت آرام بخشی ، درمان التهاب و عفونت مثانه ، خاصیت اشتها آوری ، استحکام استخوان ها ، کمک به افزایش باروری و برطرف کردن کم خونی ( بخصوص تو خانم ها ) از جمله خواص دیگه شناخته شده چغندر هستند .

 

من خودم به شخصه هر وقت لبو بخورم دیگه نمی تونم ناهار یا شام بخورم ! از بس که کامله ! فقط اونهایی که لبو می خورن ممکنه رنگ ادرارشون تغییر کنه .

 

 

پی نوشت اول :

 

راستش خیلی دوست داشتم مطلب این دفعه هم بهداشتی پزشکی نباشه و با توجه به تعدد و تنوع سوژه هاو موضوعاتی که الحمدالله همیشه تو مملکت ما بوده ، هست و خواهد بود مطلب این دفعه به یکی از اونها ( مثل نامه احمدی نژاد ، انقلاب تونس و مصر ، هدفمندی یارانه ها و ... ) اختصاص پیدا کنه چون اگه دوتا مطلب غیر پزشکی بهداشتی پشت سر هم باشه شاید دیگه همه باور کنند این وبلاگ یک وبلاگ شخصی هستش نه بهداشتی پزشکی صرف و جایی برای طبابت و توقعات غیر معمول که من اصلا دوست ندارم باشه از این وبلاگ کم بشه .

 

اما چون دیگه نمی رسم تو سال 89 بخش " پزشکی در اسلام "  بذارم گفتم مطلب این دفعه رو " پزشکی در اسلام " منتشر کنم ، من اصلاً دوست ندارم این وبلاگ به عنوان یک وبلاگ بهداشتی پزشکی شناخته و معروف بشه و همه توقع داشته باشند تا فوق تخصصی ترین مشکلاتشون رو بدون مراجعه به پزشک و انجام معاینه و آزمایش و .. خیلی راحت و بدون هزینه حل کنند که چنین کاری با هیچ منطقی جور در نمی آد و من اصلاً بهش اعتقادی ندارم .

 

جایی می خوندم یکی از اساتید دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که فوق تخصص هم هست حتی به سوالات پزشکی تلفنی فامیل هم جواب نمی ده ! به نظر من کار درست رو اون می کنه اما متاسفانه ما هرچقدر که اینجا می گیم  مطالب بهداشتی پزشکی اینجا برای آگاهی بخشی و آموزش هستش و حداکثر کاری که ازمون برمی آد مشاوره ست اما بازم گاهی سوالات و ایمیل هایی می شه که توقعات نامعمول مثل طبابت رو مطرح می کنه .

 

البته تقصیر خودم هم هست ! اکثر کسانی که با جستجو به اینجا می رسند با جستجوی کلمات کلیدی بهداشتی پزشکی هستش ، تا اینجا مشکلی نیست و باعث خوشحالی و  افتخاره کسی که می آد اینجا دست پر خارج بشه و یک کلمه به دانشش بیشتر اضافه بشه و یا مشکلش حل بشه اما مشکل از اونجایی شروع می شه که بعضی ها می خوان تا فوق تخصصی ترین مشکلاتشون یک جا و از راه دور حل بشه یا بعضی های دیگه خیال می کنند همه باید تک بعدی باشند و اینجا هم صرفاً باید مطالب بهداشتی پزشکی نوشته بشه و ماهم باید از مطالب سلامت فراتر نریم و اگه غیر اون کنیم گناه کبیره کردیم !!

 

من از اول بچگی ام هیچ وقت آدم تک ُبعدی نبودم و نمی تونم باشم ، تو بعضی زمینه ها مثل ماشین ، ریاضی ، هنر و شعر و ادبیات و رمان از اول بی علاقه بودم و الان هم هستم و وقتم رو بابت این چیزها صرف نکردم و نخواهم کرد اما تو خیلی زمینه های دیگه مثل علوم اسلامی ، تاریخ ، سیاسی ، اقتصاد ، مدیریت و هوانوردی و ... همیشه سعی کردم بخاطر علاقه هایی که داشتم مطالعه داشته باشم و بسیار هم از مطالعه شون لذت می برم ، لذتی حتی بیشتر از مطالعات بهداشتی پزشکی !

 

شاید اگه یک بار دیگه برگردم به دوران دبیرستان دیگه برای رفتن به رشته علوم تجربی هیچ اصراری نداشته باشم و خودم رو یک سال عقب نندازم و  علوم انسانی رو ادامه بدم و وارد رشته هایی مثل حقوق ، تاریخ ، علوم سیاسی یا علوم اجتماعی بشم که به نظرم نسبت به علوم پزشکی کمتر باعث می شن کسی تک بعدی بار بیاد یا ازش توقع داشته باشند تک بعدی باشه !  

 

دیگه مثل سابق اون شور و انگیزه برای علوم پزشکی رو ندارم ، شاید یکی از دلایلش دور افتادن از دانشگاه و سیستم شبکه باشه و اگه ان شالله بزودی وارد شبکه بهداشتی درمانی بشم شاید تا حدودی این حس بی علاقگی و کاهش انگیزه لازم کمتر بشه کما اینکه همین الان هم وقتی وارد بیمارستان یا کتابفروشی پزشکی یا داروخانه می شم یه نیروی انگیزشی فوق العاده ای بهم دست می ده ! هرچند مطمئنم هرچی هم باشه دیگه مثل سابق نخواهد شد .

 

یه مشکلی هم که این علوم پزشکی واسم درست کرده اینه که بار مسئولیت خیلی خیلی سنگینی روی دوش آدم می ذاره ! شما اگه بری علوم سیاسی یا علوم اجتماعی یا تاریخ و حقوق و اقتصاد بخونی شاید چنین حسی نداشته باشی و چنین سنگینی رو دوشت نباشه اما تو علوم پزشکی چون با سلامت و جون افراد سر و کار داری گاهی یک راهنمایی یا تصمیم اشتباه ممکنه خیلی عواقب وخیمی داشته باشه و قابل جبران نباشه .

 

الحمدالله گوش شیطون کر تا حالا واسه من چنین چیزی پیش نیومده و در حدی که می دونستم راهنمایی کردم و احتیاط رو هم همیشه ملحوظ داشتم و اگه چیزی رو هم نمی دونستم یا شک داشتم گفتم نگاه می کنم یا مطمئن می شم بعد بهت می گم اما کلا خیلی حس بدیه !

 

یه مشکل دیگه این بوده که وقت و بی وقت در همه مواقع اعم از خواب و وسط غذا و تو خیابون و ... یه مرتبه تلفن آدم زنگ می زنه و از فامیل و دوست و آشنای نزدیک تا دور پشت خطه تا سوال یا مشکل پزشکی اش رو مطرح کنه !

 

 گاهی وقتها کسانی زنگ می زنند یا مجبور می شم با کسانی حرف بزنم که تا حالا اصلاً ندیدمشون ! بس که مامان من و دخترعمه ها و فامیل ما رو بی جهت بزرگ کردن و جلوی این و اون پز ما رو دادن ! همه هم وسوسه می شن هر مشکلی دارند زنگ بزنند مستقیم یا غیر مستقیم از ما بپرسند !!

/ 0 نظر / 36 بازدید