چهارده فروردین : روز امید !!

به نام خدا


 

وقتی مدرسه می رفتیم فردای سیزده بدر یکی از زجرآورترین و بدترین روزهای زندگی مون بود !! روزی که بعد نزدیک 20 روز خوردن و خوابیدن و بی خیال گذروندن باید می رفتیم مدرسه و سیستم آموزشی غلطی که بود و هنوزم هست و استرس و هزاران ماجرای دیگه !!



کلاً 14 فروردین هیچ وقت روز شاد و خوبی نبود و بعد عید همیشه یه رخوت و کِسِلی به آدم دست می داد و می ده که بدجور آدم رو دچار یاس فلسفی می کنه !! فکر می کنم برای همه هم تا الان روشن شده باشه که چه من و چه حتی دیگران براشون " انتظار " عید و نوروز و سال نو از خود عید جذاب تره ! خود عید نهایت چهار پنج روز اولش اوج دید و بازدیدهاست و بعدش خیلی به آدم نمی چسبه ! من که دوست دارم تا روز قبل سیزده همش تو دید و بازدید باشم اما هر کاری می کنیم همون چهار پنج روز اول همش تموم می شه !!!



ولی یه سه چهارسالی می شه که من 14 فروردین رو برای خودم تبدیل به " روز امید " کردم !! یعنی استارت و شروع تدارک برای نوروز سال بعد رو از 14 فروردین سال قبل می زنم و اَهَم خریدهای خودم و فک و فامیل رو در این روز به بعد انجام می دم یا به نوعی پرونده شون رو می بندم و شاید فقط خریدهای خرده و ناچیزی برای اسفندماه باقی بمونه ! .



شاید در نگاه اول این کار خنده دار بنظر برسه ولی وقتی شما رو یه کت شلوار نزدیک 150 تومان تخفیف می گیرین دیگه چندان هم خنده دار نیست !! چه بخندین چه نخندین بهترین وقت خرید از 14 فروردین تا اوایل اردیبهشت هستش که می تونین چون سرشون خلوته و دشت چندانی هم ندارند بالاترین تخفیف ها رو بگیرین !!



تخفیف هم نباشه خود همین امید داشتن به اینکه چندماه دیگه دوباره شاهد اون جنب و جوش و انرژی و امید و سرحالی مردم خواهید بود و این فضای رخوت و کسلی دائمی نخواهد بود خیلی به آدم انرژی و روحیه می ده ! من که اگه این کار رو نکنم واقعاً در همچین فضایی کم می آرم و شاید با حجم بالای فشار و استرس و ناراحتی شدیدی که روی من هستش و خیلی هاش رو خیلی ها نمی دونند خیلی زودتر از اینها تسلیم می شدم و راهی دیار باقی !!


اما فعلاً تنها چیزی که داره من رو تو این دنیا نگه می داره همین امید به آینده و اومدن و دیدن همون فضای شاداب و سرحال و پرانرژی بهمن و اسفند و عیددیدنی های زیباست که باعث می شه " چیزی " باشه که براش بخوام بمونم و امید داشته باشم و تلاش کنم وگرنه کار دیگه ای تو این دنیا ندارم و اون قدر بهم ظلم شده و حقم خورده شده که نخوام بهر قیمتی تو این دنیا باشم ... لحظه ای که این امید و این شور و انرژی ازم گرفته بشه یا ازش ناامید بشم مثل ماهی که از آب بیرون بیارینش کارم تموم می شه ... شک نکنید!! .



البته کل وقت خریدی که برای خودم می ذارم شاید در طول یک سال به سه چهار ساعت هم نرسه و بیشترش مصروف فک و فامیل و عزیزان دور و بر می شه که با بودجه ای اندک باید براشون بهترین ها رو متناسب با بودجه ام پیدا کنم و هیچ وقت اون چیزی که ته دلم دوست داشتم نشده چون بودجه ام اندک بوده اما چون کار ما در کادو دادن در نوروزها یه " کار فرهنگی "  هستش و جنبه " تبرک "  بمناسبت سال جدید داره حتماً ان شاء لله بر من می بخشند .


بر همین مبنا ان شاء لله از امروز استارت بستن عیدی های نوروز 1398 زده شد که در بهترین زمان تحویل خواهد شد ( ولادت حضرت علی علیه السلام و نیمه شب همون شب ) که زمان مورد علاقه من برای تحویل سال هم همون زمان همیشه بوده و حتماً شب مبارکی خواهد بود - هرچند واقعاً نمی دونم خودم اون شب رو درک می کنم یا نه و چه اتفاقاتی در انتظار ماست ( چه در خانواده چه در سطح مملکت چون بنظرم سال 1397 سال سختی خواهد بود ) - اما از همین حالا دارم اون شور و شوق مردم رو برای خرید بخصوص برای پدرانشون که یک روز قبل روز اول عیده رو می بینم و تصور می کنم و با همین تصورات خودم رو در این رخوت اول سالی تسلی می دم !! .



ولی اگه ان شاء لله باشم برای نوروز 1398 تدارک بهتری رو مد نظر دارم و از جمله اینکه چند نفر رو به جمع عیدی بگیران اضافه خواهم کرد تا دایره عیدی دادنمون با این بودجه اندک و قطره چکانی هم وسیع تر بشه و در کیفیت عطرهایی که همیشه به فامیل دادم و معمولاً نسخه های های کپی یا کپی درجه بالای همون عطر اصلی هستند که توسط همون برند تولید می شه اما باقیمت مناسب تر تجدید نظر اساسی خواهد شد واز عطرهای نوروز 1398 فامیل خیلی راضی تر از سالهای گذشته هستم و چندتا کار دیگه که ان شالله بوقتش رونمایی خواهد شد !! خلاصه کلی برنامه در ذهن دارم که ان شالله برای نوروز 98 انجام بدم ولی نمی دونم تا چه حدش رو موفق خواهم شد و اصلاً دایره زندگی ما بر چه جهتی خواهد چرخید ؟!! ولی ما بالاخره باید کار خودمون رو انجام بدیم و باقیش رو بسپریم به تقدیر خداوندی .



خدا رو هم شکر می کنم که از اون دسته آدم هایی نیستم که همه چیز رو برای خودم بخوام و دوست دارم شادی ام رو با دیگران قسمت کنم و بیرون که می رم بیشتر از اونکه چشمم برای خرید برای خودم بچرخه برای دیگران می چرخه !!



وقتی عیدی ها رو به فک و فامیل می دم برای من بهترین لحظه دنیاست که حاضر نیستم با هیچ لحظه دیگه ای عوضش کنم و وقتی می گن ما چه جور جبران کنیم ؟ نمی دونند که همین بودنشون چه در اون لحظه و چه در اون مکان و همین دید و بازدیدها خودش بزرگترین لطفه که من رو خوشحال می کنه ! .


وگرنه اینکه در طول سال ما یه پولی جمع کنیم از قبل عید بذاریم بریم شمال ( یا هرجای دیگه ) بگیم گور بابای دیگران! چرا بدیم مردم بخورند ؟!! خودمون می خوریم !! از همه برمی آد ولی آدم با ریشه ای که تو یه خانواده با فرهنگ و اصل و نسب دار رشد کرده باشه هرگز این کار رو نمی کنه ... مطمئن باشید !!


 


این تجربه من بود که ازش بسیار راضی هستم و توصیه می کنم اگر شما هم بعد عید دچار رخوت و کسالت و یاس می شین و تو این فضا حالتون خوب نیست از این تجربه استفاده کنید ولو اینکه صرفاً خرید یک اسپری یا یک جفت جوراب برای اول عید سال بعدتون باشه !!! .

 



/ 0 نظر / 16 بازدید