درباره برگزار کردن عید نوروز

به نام خدا



 

در این چند روزی که از تحویل سال گذشته ، اگر شما سایتهای خبری – تحلیلی رو نگاه کرده باشید ( چه مطالب خود سایتها و چه نظرات مردم در ذیل مطالب ) موجی از ناراحتی و خشم از برنامه های دم تحویل سال و اینکه چرا یک مرتبه حالت غم و عزا گرفتند رو مشاهده می کنید و عمدتاً هم نوک پیکان حملات بسمت برنامه بهار نارنج و احسان علیخانی نشانه رفته .



من وکیل مدافع صدا و سیما نیستم و بخاطر سیاسی کاری ها و جناح بندی که در در صدا و سیما – برخلاف نظر اکثریت مردم – وجود داره و صدای اقلیت رو بلندتر از اکثریت منعکس می کنه چندان دلخوشی از صدا و سیما ندارم ولی در این مورد باید نه تنها شرایط صدا و سیما بلکه شرایط حاکم بر نظام سیاسی و مذهبی کشور رو در نظر گرفت و درک کرد.


در صدا و سیمای ما از اذان مغرب شب قبل شهادت تا اذان مغرب روز شهادت برنامه های شاد و مفرح پخششون متوقف می شه و حتی رنگ لباس مجری ها هم به تیره تغییر پیدا می کنه و برنامه ها حالت سوگواری و ملایم پیدا می کنند و این استانداردهای صدا و سیمای ایرانه و تمام برنامه سازان هم موظف به پیروی از این استانداردها و دستورالعمل ها هستند .


امسال هم چون شب تحویل سال و روز اول عید مصادف با شهادت امام هادی ( ع ) بود همین اتفاق افتاد و بعد از اذان مغرب – یعنی یک ساعت و چهل و پنج دقیقه قبل تحویل سال – برنامه ها حالت عزا گرفتند و در نتیجه سال 97 هم به همین شکل تحویل شد !!


با توجه به رویدادهای سال 96 که از زلزله اطراف مشهد گرفته تا معدن یورت و حمله تروریستی داعش به مجلس و زلزله کرمانشاه و نفتکش سانچی و هواپیمای تهران – یاسوج و غیره بود و عزیزان زیادی رو از دست دادیم و خود ماهم عموی عزیزم رو از دست داده بودیم فضا بعد از اذان مغرب شب تحویل سال که شب شهادت هم بود با برنامه های صدا و سیما هم بشدت سنگین شد و من هم برای اولین بار در زمان تحویل سال حسابی منقلب شدم و نتونستم جلوی احساساتم رو بگیرم !!


البته من شروع عزاداری در صدا و سیما از اذان مغرب شب قبل رو نمی پسندم و معتقدم می شه و می شد در چنین شرایطی کمی تخفیف داد و صرفاً به روز شهادت بسنده کرد چون مردم در این شرایط پرفشار نیاز به شادی و شاد بودن دارند و باید موارد عزا رو کوتاه و محدود کرد .


بطورکلی در جامعه افسرده و عصبی ایران نیاز به شادی و استفاده از فرصت ها جهت شادی شدیداً حس می شه و یکی از اون فرصت ها حتماً عید نوروز هستش و تبدیل کردن این رسم شاد و زیبا که مورد تایید اسلام هم هست به غمخانه و ماتمکده و مجلس ختم یه جورایی " بدسلیقگی "  بحساب می آد .


اصلاً من خودم بدلیل همین مسئله به نوروز علاقه مند شدم و این سیستم کادو بازی در نوروز رو برای مقابله با این فرهنگ غلط براه انداختم وگرنه خود من هم تا نوروز 75 چندان علاقه ای به عید نداشتم چون همیشه برای من سخت ترین و طاقت فرساترین کار دنیا ، مهمونی رفتن خونه این و اون بوده که انرژی زیادی رو از من می گرفت و هیچ وقت در زندگی ام دل خوشی از این مسئله نداشتم و الان هم دیگه مثل سابق بنای مهمونی رفتن بشیوه گذشته رو ندارم .


نوروز 75 ، اولین نوروز شاد و مثبت زندگی من بود که خیلی به من بویژه روز اول خوش گذشت ، برای همین برای نوروز 76 خیلی منتظر بودم که یکمرتبه حدود یک ماه قبلش پدربزرگم فوت کرد و نوروز 76 چه در عمل و چه در محتوا تبدیل به تلخ ترین نوروز من شد و چون بین مرگ ایشون و نوروز فاصله کمی بود نتونستیم مطابق همیشه آداب نوروز رو بجا بیاریم و حالم حسابی گرفته شد .


ولی از نوروز 77 شروع به عیدی دادن کردم و تا امروز هم این کار رو انجام دادم و تا زمانی هم که حتماً برای خودم معلومه هم ان شاء لله ادامه خواهم داد چون احساس کردم یه جورایی در کشور ما تا کسی عزیزش رو از دست می ده یکی از کارهایی که می کنه قربانی کردن بی جهت این رسم زیباست .



برای همین تمام تلاشم رو از 20 سال پیش آغاز کردم تا این فرهنگ رو جا بندازم که نوروز نه ربطی به مرگ این و اون داره نه ربطی به روابط در طول سال و نه صرفاً یک تعطیلی ساده ست که مسافرت رو به دید و بازدید ترجیح بدیم .



اینکه برنامه تحویل سال تلویزیون چطور بوده یا شما در نوروز جلوی مهمون چی می ذارین و چی نمی ذارین اینها همه " فرع " قضیه هستند چون " اصل " قضیه نوروز همین " دید و بازدیدهاست "  که در طول سال یا شرایطش پیش نمی آد یا فاصله عقیدتی و مکانی و فرهنگی باعث می شه که زیاد شاهد این دید و بازدیدها نباشیم ، هر چند اگه در طول سال مشابه همین دید و بازدیدهای نوروزی حداقل یکی دوبار دیگه هم بود - مثلاً در حد یک عصرنشینی جمعه یا روز تعطیل - خیلی خوب می شد .


بله ! مهم همین دید و بازدیدهاست ولو اینکه شما یک استکان چای یا یک لیوان آب جلوی مهمون بذارین اما همینکه هستین و پایبند به دید و بازدید ، خودش ارزشمنده و حتماً هم لازم نیست مثل یکی همانند من صد جور خوراکی بخرین !


اون چیزی که من رو از 20 سال پیش تا حالا خیلی ناراحت می کنه و دغدغه منه برخلاف تصور بقیه گذاشتن یا نگذاشتن مثلاً آجیل یا کاکائو یا فلان و بهمان نیست بلکه " تفکر " اینه که ما از عید هم عزا درست کنیم یا کاری رو انجام بدیم که منطقی پشتش نیست .


در گذشته ، رسمی وجود داشت بنام " عید اول " یا نوعید که کسانی که در طول سال گذشته عزیزی رو از دست داده بودند روز اول عید در منزل می نشستند تا دیگران اول برای تبریک و سر سلامتی و پرکردن وکمتر احساس شدن جای خالی عزیز از دست رفته خدمتشون برسند .. تا اینجا این رسم بسیار زیبا و منطقی و عقلانی بوده و هست .


اما بعدها به مرور زمان همین رسم هم تحریف شد و تبدیل به حالت " مجلس ختم "  پیدا کردن عید شد که هیچ پشتوانه منطقی هم نداشت و نداره .



 بعضی ها که احتمالاً دچار بیماریهایی مثل  افسردگی ماژور و طول کشیدن سوگ – که از نظر روانپزشکی غیر طبیعی هستش – بودند برخلاف همیشه عیدشون رو کلاً تعطیل کردند و شبیه مجلس ختم برگزار کردند و نام این عید رو " عید سیاه یا قارا بایرام " گذاشتند و این رو جا انداختند و اونهایی هم اهل تحلیل نبودند و صرفاً دنباله رو بودند و هستند این رو تا امروز ادامه دادند که حتماً این کار اشکال داره و تبدیل کردن عید که "ذاتش " شادی و سرور هستش به عزاخونه حتماً غیر منطقی و فاقد دلایل منطقی و عقلانی هستش ... عید نوروز و همه اعیاد همیشه سفید بوده و خواهند بود ! .

 


اگه شما عزیزی رو از دست بدی بین عید اول و عید دهم حتماً هیچ فرقی وجود نداره و جای خالی او همیشه حس می شه و وجود خواهد داشت ، کما اینکه برای ما که عزیزانی رو در این سالها از دست دادیم همیشه چنین چیزی بوده و هیچ وقت هم کهنه نشده .


 ضمن اینکه از نظر اسلام عزاداری بیشتر از سه روز نیست و بعدش باید همه به زندگی عادی برگردند و تبدیل کردن عید به عزاخونه یه جورایی حتماً " بدسلیقگی "  بحساب می آد و ناشی از روحیه افسرده و بیمار و دنباله رو و پیرو بودن بعضی هاست .


چون آدم اهل مطالعه و تحلیل هرگز همچین کاری رو نمی کنه ، البته قرار نیست همه مثل هم فکر کنند و همه یکجور باشند ولی ای کاش اگر ما کاری رو می کنیم قبلش به دلایلش و منطقش هم فکر کنیم ، شان عزیزان ما خیلی بالاتر از این حرفهاست که با نذاشتن یه کاسه آجیل یا فلان و بهمان تا این حد پایینش بیاریم و تنزلش بدیم .


در گذشته ، مردم فقط آخر هفته ها برنج می خوردند یا فقط در عزا و عروسی گوشت و مرغ طبخ می شد یا تنقلات و آجیل زیاد در شرایط معمول استفاده نمی شد و برای همین گذاشتن این چیزها رو در عید اول نوعی " شادی " تلقی می کردند اما امروزه که تو کابینت هر خونه ای یا رو هر میزی تخمه و آجیل و ... ممکنه پیدا بشه و هر کس تو خونه اش در طول سال زیاد مصرف کنه و این جور کارها وجهه خوشی نداره و یه جورایی ظاهرسازی تصنعی و ناشیانه محسوب می شه .


من چون از سال 80 تا الان یعنی نزدیک به 17 سال هستش که شاید سالی سی – چهل بار بهشت زهرا می رم از نزدیک شاهد تمامی مراحل یک مرگ بودم ، یعنی از همون تشییع جنازه تا قطعه جدیدی که اون وقت – مثلا بین سالهای 80 تا 84 - خاکی بود و شلوغ ولی الان متروکه شده !!



اون چیزی که می تونم بگم اینه که عمده رفتارهای مردم ما"  احساسی "  و فاقد پشتوانه عقلی و منطقی هستش ، یعنی همون جایی که مثلاً سال 82 مرتب می اومدند و سر می زندند و حتماً عید اولشون رو هم تبدیل به مجلس ختم کردند الان از زمینش و بالای قبرش علف هرز در اومده !!! یا بقدری گِل و کثیفه که با ریختن دو سه تا دبه آب هم تمیز نمی شه  یا درختچه بالای سرش داره از بی آبی لَه لَه می زنه و .... این رفتارهای جَوگیرانه و احساسی و بدون منطق و این قبیل تفکرات هستش که آدم رو نگران می کنه وگرنه اینکه شما عید چی بذارین و چی نذارین واقعاً چه اهمیتی داره ؟ همین که دید و بازدید انجام بشه هم کفایت می کنه ولو با یک لیوان آب یا یک استکان چای باشه ولی اونی که عیدش رو بخاطر عزیز از دست رفته اش برگزار نمی کنه احتمالش خیلی بیشتره که زودتر هم ارضاء بشه و اصل قضیه رو فراموش کنه و بعد گذشت مدتی دیگه سالی یه بار هم به قبر همون عزیز سر نزنه !!


ما هم الحمدالله در منزلمون بجز همون نوروز 76 که شرایط خاصی پیش اومد در هیچ نوروز دیگه ای بیاد ندارم که بجای عید ، مجلس ختم برگزار کرده باشیم ولو اینکه عزیزانی رو از دست داده باشیم چون هم پدرم و هم من هیچ وقت کاری رو که پشتوانه عقلی و منطقی نداشته بوده انجام ندادیم و ان شاء الله انجام نخواهیم داد وزیر بار این قبیل خرافات و بدعت ها هم نخواهیم رفت چون عادت کرده بودیم که دنباله رو ِصرف نباشیم و برای کاری که می کنیم پشتوانه ای منطقی داشته باشیم که باید هم همین باشه و جز این هم نباید باشه .


کلام آخر هم اینکه این صحبتها دغدغه بیست ساله منه و متوجه شخص یا خانواده خاصی قطعاً نیست ، ان شاء لله صدا و سیما هم شب تحویل سال 98 که روز پدر و ولادت حضرت علی ( ع ) هستش و حوالی ساعت یک و نیم نصفه شب همون شب سال تحویل می شه جبران امسال رو بکنه .






/ 0 نظر / 47 بازدید