گرفتن مراسم یا دادن به خیریه ؟! کلمه حقی با معنی باطل !

به نام خدا

 

راجع به این مطلب قبلاً و در سالهای گذشته مفصلاً نوشتم اما نوشتن مجدد اون بازهم چندان خالی از وجه نیست ! اون مطلب هم مطلبی نیست جز اعلام دادن هزینه های مراسم های یادبود متوفی به خیریه یا امورات خیریه !!

احسان علیخانی در اولین ویژه برنامه تحویل سال 1392 که شنبه شب 26 اسفندماه 1391 از شبکه دو پخش شد حرف خوبی زد ! اونم این بود که اعلام اینکه هزینه های مراسم صرف امورخیریه می شه صرفاً سرپوشی برای سرکوب حس عذاب وجدان ما با تراشیدن یک بهانه انسان دوستانه هستش و بس !

اول اینکه ما باید بدانیم که در اسلام و دین ما ، حد عزاداری برای میت سه روز تعیین شده ( حدیث امام صادق ( ع ) در وسائل الشیعه ) که البته نحوه عزاداری در مصیبت حسین بن علی ( ع ) یا عزا نگه داشتن همسر متوفی شمول استثناهایی می شه که از بحث ما خارجه .

در اون سه روز هم بهتره به خانه مصیبت زدگان غذا برده بشه و غذا خوردن نزد اونها دارای کراهت هستش ، به اینکه طبق رسوم جامعه ما در همین مدت ، مصیبت دیدگان چقدر باید خرج کنند و دیگران هم از خدا خواسته چندان ملاحظه نمی کنند هم کاری نداریم !!

اما حالا اگه بازماندگان خواستند داوطلبانه و بدون فشارهای پیدا و پنهان و ترس از حرف این و اون بعد هفت روز ، چهل روز ، یک سال یا چندین سال یادبودی برای عزیزشون برپا کنند یا خیراتی بدهند آیا اشکالی دارد ؟ قطعاً خیر ، آیا مجبور به این کار هستند ؟ بازهم قطعاً خیر ! پس ملاحظه می فرمایید که از نظر شرعی و حتی عرفی هیچ اجباری درکار نیست و همه چیز برمی گرده به اعتقادات ، باورها ، روابط ، حال و حوصله و البته توان مالی بازماندگان و هیچ کسی حق اینکه بخواد براشون تعیین تکلیف کنه که چه بکنند و نکنند نداره و نخواهد داشت .

با این توضیحات پس چرا مردم ما تا عزیزی رو از دست می دهند یاد امور خیریه می افتند ؟!! آیا همین عزیزان که با افتخار در اعلامیه ترحیم و پشت بلندگو و ... اعلام می کنند هزینه های مراسم ها رو صرف امور خیریه خواهند کرد !! تا قبل از اون ماه به ماه یه سکه 500 تومانی تو صندوق صدقات سرخیابونشون می انداختند ؟!! آیا از طریق کد دستوری USSD با موبایلشون ماهی هزار تومان به موءسساتی مثل محک کمک می کردند ؟ پس چه شد که بعد مرگ عزیزان تازه یاد امورات خیریه اجتماعی افتادند ؟

براساس مشاهدات و تجربیات میدانی و غیرمیدانی قاطعانه می گم این " صرف امور خیریه کردن ها " همه سرپوشی برای جلوگیری از حس عذاب وجدان ناشی از نگرفتن مراسم هستش ولی با پوششی زیبا از یک کار انسان دوستانه که مورد پسند اجتماع هم باشه !

اگر کسی حوصله فک و فامیل و مهمون رو نداره ، اگر کسی توان مالی لازمه رو نداره ، اگه کسی خیلی اعتقاد و باوری به این کارها نداره لازم نیست مراسمی بگیره ، اعلامی کنه ، سفره ای پهن کنه یا اصلاً کاری کنه ! گاهی وقتها کاری رو نکردن یا اعلامی نکردن خیلی محترمانه تر و مودبانه تره یا این جوری اعلام کردن !

شما زمانی که رسماً از طریق اعلامیه یا پشت میکروفون و ... اعلام می کنید که مثلاً هزینه های مراسم ها رو صرف امور خیریه می کنید یا یه پولی به فلان موسسه ای می دین که تا قبل از مرگ عزیزتون ازدادن یه هزارتومانی هم به اونجا دریغ داشتید ! یا اصلاً اسمش رو نمی دونستید ! ولی برای فرار از گرفتن مراسم و دعوت این و اون الان با رضا و رغبت می دین تا از شر مراسم و فک و فامیل خلاص بشین در حقیقت به فک و فامیل و دوست و آشنا بطور " غیر مستقیم " این رو اعلام می کنید که : " حوصله تون رو ندارم " !!!

ما باید این رو بدونیم که هیچ کس از خیلی از دور و بری ها و اطرافیان احتیاجی به یک وعده غذای ما نداره ، تمام فلسفه این مراسم های سوم و هفتم و چهلم و سالگرد و سالگردها برای اینه که در روز یا روزهایی که متعلق به عزیز از دست رفته ماست تمام کسانی که او رو می شناختند به یاد او و برای جلوگیری از فراموشی او که شاید حلقه وصل خیلی ها هم باهم بوده ولی الان از دیدگان رفته و بالطبع بعد مدتی اصل وجودی اش هم کمرنگ و کمرنگ تر خواهد شد دوباره ولو برای ساعتی و ساعتهایی احیا بشه و از اضمحلال و فراموشی کامل کسی که زمانی عزیز جماعتی بوده جلوگیری بشه و این حداقل کاری هستش که می تونیم انجام بدیم .

حالا اگر کسی خواست در کنار این ، به چهارتا فقیر یا موسسه خیریه هم کمکی کنه هیچ اشکالی که نداره بلکه ثواب و اجر هم داره ولی باید این رو همه بدونند که کمک به خیریه به هیچ عنوان نمی تواند " جایگزینی " برای مراسم های یادبود باشد چرا که کارکرد مراسم های یادبود مثل هفت و چهل و سالگرد و سالگردها صرفاً خیر و ثواب رساندن به از عزیز از دست رفته نیست و کارکردهای دیگری مثل جمع کردن وابستگان و دلبستگان آن عزیز از دست رفته بدور هم بیاد آن عزیز دارد که با میلیاردها بذل و بخشش به هزاران موسسه خیریه حاصل نمی شود .

البته ما هم باید یادبگیریم که بین رفتن به یک مراسم یادبود و یک مراسم جشن تمایز قائل بشویم ، چه از نظر پوشش ، رفتار و حالات رفتاری . 

اصولاً این قبیل مراسم ها برای بزرگان مثل رهبران انقلابها ، سیاسیون ، پیشوایان مذهبی مثل امام حسین ( ع ) علاوه بر کارکرد یادبود ، کارکردهای سیاسی و مهم دیگری هم دارد که با این اداهای بذل و بخشش هزینه های مراسم به خیریه سازگاری ندارد .

طنز قضیه اینجاست که کسانی که در مواقع مرگ عزیزان ، سفر کربلا و مکه و مشهد ژست روشنفکری و دادن هزینه این کارها به فقرا و موسسات خیریه را می گیرند در قبال هزار و یک ولخرجی خودشان و دیگران در زندگی و سفرهای داخلی یا سفرهای خارجی مثل دبی و آنتالیا و پاتایا ! چنین تجویزی نمی کنند !!

آقا! خانم ! چه ایرادی داره شما که این قدر فکر کار خیر و امور خیریه اجتماعی و فقرای جامعه ات هستی" یکبار " هزینه یه سفر داخلی یا خارجی ات یا فلان خرج لوکس و تشریفاتی زندگی ات رو صرف این کارها کنی !

خلاصه کلام اینکه ما باید بدانیم که گرفتن " مراسم های یادبود " و " امور خیریه " از یک جنس نیستند که قابل جایگزینی باشند ، کمک به موسسات خیریه و فقرا تحت هر شرایطی خوب و نیکوست منتها بشرطی که بعد از مرگ عزیزان یکباره بیاد آنها نیافتیم ! و نزدیک مراسم های عزیزان هم یکباره خیر نمونه نشویم ! و این خیر و خیرات بازی استمرار داشته باشد و همیشگی باشد .

برای فک و فامیل و دور و بری ها ارزش قائل باشیم و اگر به هر دلیلی از بی حوصلگی گرفته تا توان مالی پایین نخواستیم یا نتوانستیم برای عزیزان از دست رفته مان مراسم بگیریم یا سفره ای پهن کنیم یا خیراتی بفرستیم- و هیچ اجباری هم قطعاً در این زمینه نداریم- با مایه گذاشتن از فقرا و امورات خیریه اجتماعی آنها را محترمانه رد نکنیم ! اگر به هر دلیلی مایل به گرفتن مراسمی نیستیم لازم نیست پای اعلامیه یا پشت بلندگو یا ... جار بزنیم ! تنها کاری که باید بکنیم این است که هیچ اعلامی نکنیم ! بقول خلبان های جنگی سکوت رادیویی کافیست ، ولله محترمانه ترین حالت ممکن همین " اعلام نکردن هیچ چیزییست ! "

 

 

/ 0 نظر / 88 بازدید