سبزه مزبله

 

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه چهارم بهمن ماه 1386

 

 

 

از پیامبر ( ص ) و ائمه سوال شده با چه کسیازدواج نکنیم ؟ جواب مشترک همگیخضرا الدمن ( سبزه مُزبَله )بوده. معنی فارسی و روانش هم یعنی دختری که َبر و روی خوبی داره اما خانواده خوبی نداره و تو خانوادهو محیط خوبی بزرگ نشده ، این جور خانواده می تونه دو نوعباشه ، یه حالت مثل خانواده بازیگر نقش مهتاب تو سریال ساعت شنی با اون برادر لات و اون خانواده نابسامان یا حتی خانواده مهشید با اون پدر مسئله دارش و یکحالت هم دخترهاییدارای خانواده های مرفه و با وضع مالی خوب اما خانواده ایگرفتار نخوت وغرور و بلندپروازیو اون دختر تو یه همچین محیطی رشد کرده . این جور خانواده هارو خدا خواسته که وضع مالی خوبی پیدا کردند ( شاید اول زندگی همون پدر و مادر هم از صفر شروع شده )ولی حالا که به اینجا رسیدن دیگه هیچ کس رو قبول ندارند و نگرش و رفتارشون با دیگران از موضع بالا و توهینوتحقیره ، خانواده هایی که علی رغم تظاهر به مذهبی بودن و دینداری وانجاماعمال مذهبی مثل حج رفتن و نماز و روزه و مراسم دعا و قران برپاکردننتونستند بچه هاشون ( بخصوص دخترشون ) رو خوب و شایسته و منطقی تربیت کنند یا بین دختر و پسر برحسب همون خرافات سنتی فرق گذاشتند و عوض اینکه تربیت منطقی و درستی در باره دخترشون داشته باشند برعکس بین خودشون و دخترشون بی جهت و ناخواسته فاصله انداختند و باعث شدن بنده خدادخترشون هیچ وقت نتونه نگرش درستی راجع به خودش و موقعیتش داشته باشه . ولی از اون طرف با رفاه بیش از حد دختر رو بلندپرواز و غیر منطقی بار آوردند و هیچ وقت تعادل رو تو رفتارهاشون در مورد دخترشون و حتی بقیهرعایت نکردند ! و نگذاشتند دخترشون روی واقعی زندگی ( بدور از هرگونه افراط و تفریط ) رو هم ببینه و تو یه سرگشتگی گرفتارش کردند .

 

 

شما فرض کنید چنین دختری تو یهخیابون بالای تهران هم زندگی کنه و ظاهر خوبی هم داشته باشه و تحصیلات دانشگاهی همتو یه رشته خوب داشته باشه ،خب این یک روی قضیه ست و نتیجه این می شه که هرکی چنین دختری رو با چنین خانواده ای می بینه یا تعریفش رو می شنوه ( چه تو فامیل و آشنا چه حتی تو خیابون و مجالس و مغازه ها ! ) سریع دست بکار می شه تا برای پسرشاقدام کنه اما خب هنوز تموم نشده ، آیا اگه اون روی قضیه رو هم بدونه که مثلااون دختر مبتلا به عدم تعادل روحی روانی وبیماریهای روانی ( اعم از اختلال اضطرابی GAD وسابقهافسردگی ماژور و دوره هایی از مانیا و افسردگی ماژور که اختلال دوقطبی رو مطرح می کنه ) هستش به اضافه سابقه یه عفونتی با علت نامعلوم که حتی می تونه تو بچه دارشدنش هم تاثیر بگذاره و یکسری خصوصیات دیگه اعم از بلندپروازی بخاطر بدعادت شدن تو تامین امکانات رفاهی از بچگیو مادری که بخاطر وضع مالی خوب علی رغم ادعاهای مذهبی و اسلامیازنظر اخلاقی در پایین ترین درجه قرار داره وخیلی راحت از موضع بالا و برتر به دیگران نگاه می کنه وطرز رفتار نه چندان محترمانه ای با خواستگارها ی دخترشداره و سخت گیری های بیش از حدی داره و حتی به خودش اجازه می ده در مورد جزئی ترین خصوصیات خواستگار دخترش هم اظهارنظر مداخله جویانه داشته باشه ( اعم از رنگ چشم ! و ظاهر و قد و این چیزها ! و اول خودش رو محق می دونه بپسنده بعد دخترش حق صحبت و نظرداره ! و وضع مالی حتی خیلی خوب از نظر ماها هم مورد پسندش نیست و بالاتر می خواد ! اگرچه دخترش چنین معیارهایی نداشته باشه )و اینکه حتی ممکنه چنین دختری به محبت های معمولی هم نتونه جواب درستی بده و اونها رو پس بزنه چون از اول عادت کرده بزنند تو سرش و براش تعیین تکلیف کنند واز این دست مسائل آیا بازهم اون عزیز خواستگار اگه این چیزها رو بدونه همون نظر قبلی رو خواهد داشت ؟

 

 

اون دختر و مادرو خانواده اش اگه متوجه این روی سکه هم باشند و منطقی فکر کنندهمین که کسی بیاد چنین دختری رو با این اوضاع جسمی و روحی روانی قبول کنه همباید کلاهشون رو بندازن هوا و ممنون هم باشند چون خیلی سخته و ریسک خیلی بزرگیه .اگههم به کسی این چیزها رو نگن و وصلتی صورت بگیره بعدا که همه چی مشخص بشه می تونه آبروریزی و مشکلات خانوادگی و حتی قانونی جدی براشون پیش بیاد . اگه خدا خواسته و به کسی مال و منالی هم داده باید سعی کنه از مالش به بهترین نحو که خدا هم راضیه استفاده کنه و از موضع بالا و بلندپروازی و غرور به بندگانخدا نگاه نکنه که بدجور ممکنه زمین بخوره ، اینکه از قدیم گفتند مادر رو ببین دختر رو بگیر همین حکایته ! نسبت به آدمهای مغرور ، آدمهای بلند پرواز ، آدمهایی که تمام معیارهاشون پول و مادیات بوده و ادعای مسلمونی و دینداری هم دارند اما هرکسی رو با مادیات ( اعم از فیزیکی و ظاهری و پولی و ... ) می سنجند و بچه هم که می خوان تربیت کنند از همون اول با مادیات و انواع و اقسام تفکرات مادیه احساس خوبی ندارم .

 

 

خدا می دونه اینها که مدعی اسلام و مسلمونی هم هستند اون دنیا چه جوابی باید بدن که یه دختری رو که از نظر ظاهری و تحصیلات و این چیزها مشکلی نداره جوری تربیت کردند و بارآوردند که نه عاید خودشون چیزی شده ( اعم از احترام و عشق و علاقه قلبی و ... ) نه تضمینی هست که اگه بر فرض محال پس فردا کسی هم پیدا شد فداکاری کردهمه شرایط این دختر رو قبول کرد و باهاش ازدواج کرد بتونه تا آخر خوب و خوش باهاش زندگی کنه ، چون به هر شکل اون دختر هم دختر همون مادرهو اون مادر هم همچنان هست که دخالت کنه ! و خود دختر هم بتونه با چنین زندگی کنار بیاد ولی خیلی خوبه کسی شرایطش و صبرش و قدرت فداکاریش رو داشته باشه تا بتونه اون دختر رو از اون محیط نامناسبو نامبارک از نظر اخلاقی و حتیمذهبی که توش همش تظاهر به دینداریهو غرور و نخوت و پول پرستی بکشه بیرون و از نظر معنوی و عاطفی بتونه همه جوره تامینش کنه و کاری کنه که واقعا از اون مشکلات روحی روانی خلاص بشه و یه زندگی شاد و خوب و عاشقانه ای رو بتونه براش رقم بزنه ، خداکنه یه کسی که میلیاردره یا خانواده میلیاردری داره محض رضای خدا بره جلو ثواب کنه هرچی خانواده مادی پرست و ظاهر بین همچین دختری می خوان پرت کنه جلوشون دختره رو برداره از اونجا فراری بده و خلاصش کنه و دیگه خرشون که از پل گذشت پشت سرشون رو هم نگاه نکنند هرچند ریسک خیلی بزرگیه .این دختر یا هر بچه دیگه مثل یه کاغذ سفید و پاکی بوده که دست این پدر و بویژه مادر امانت بوده و می تونستند از این کاغذ سفید مثبت تر استفاده کنند یا این روح پاک رو بهتر و درست تر هدایت کنند ولی نکردند ، و از همون اول با مادیات و افراط تو مادیات و امکانات و فراموش کردن نیازهای عاطفی و معنوی اش تربیتش کردند و نتیجه هم فقط شد یکسری افکار بلندپروازانه و خلاء های عاطفی شدید و چندین مرتبه اقدام به خودکشی Suicide)) با روشهای مختلف !!! ( از جانب یه دختر بیست و یکی دوساله ! تاسف بار نیست ؟) و در بهترین حالت هم دوره هایی از مانیا و بعدش مجددا افسردگی ماژور!! و مشتری دائم روانپزشک ها و روانشناس ها بودن ! واقعا ماها که ادعای دینداری اونم از حد اعلی اش رو داریم به کجا رسیدیم ؟!!!سقوط اخلاقی تا کجا ؟! این دختر الان باید شادترین و بهترین زندگی رو در کنار خانواده اش و همسرش ( اون زندگی که خودش توش راحته نه مادرش ! )رو داشته باشه نه انواع و اقسام اختلالات روانپزشکی از افسردگی ماژور گرفته تا مانیا و اقدام به خودکشی و اختلال اضطرابی منتشر و غیره !!

 

 

خدا خودش به حق امام حسین ( ع ) همه مارو به راه راست هدایت کنه و از شر وسواس خناس مصون بداره .

 

 

 

 

 

 

علی رغم اینکه دغدغه چند ساله مشکل سربازی به لطف خدا در حال تموم شدن هست و دارم آخرین مراحل معافیت رو هم طی می کنم اما یه چند روزی هست که دوباره این مسئله پزشکی از لیسانس حسابی اعصابم رو بهم ریخته و ناراحتم کرده ، دبیرستان که بودم و کتابهای پزشکی رو که می خوندم برنامه خاص و خشکی که از اول پایه ها رو بخونم و برم جلو بخونم نداشتم و قرو قاطی می خوندم ! یعنی از هر جا و هر مبحث که دلم می خواست و اون موقع حوصله اش رو داشتم ( نه طبق سرفصل کتاب )می خوندم ! و اتفاقا خیلی خوب هم می فهمیدم و خیلی اصطلاحات رو هم این طوری یاد گرفتم ، بعد ورود بهدانشگاه تا الان سعی کردم از پایه برم جلو ولی خب مباحث بالینی رو بیشتر دوست دارم ! و برای همین دیدم اگه بخوام دروس خشک پایه رو بخونم ممکنه وقتم تلف بشه و تا رسیدن به بالینی ها زمان زیادی طول بکشه !برای همین دوباره برگشتم به شیوه 9 سال پیش ! از هر کتابی هرجاش رو بخوام و اون روز حوصله اش رو داشته باشم با دقت و بدون عجله می خونم و با ماژیک شبرنگ هم قسمت های مهم رو علامت می گذارم و خودکار و تیک واین چیزها رو گذاشتم کنار! و اتفاقا مثل همون موقع ها همبهتر می فهمم !!خداکنه تا آخر شهریور 87 بتونم قسمت مهمی رو تموم کنم چون از مهر 87 اگه زنده باشم بعید می دونم بتونممثل حالا درس بخونم .از ذوق معافیت یا بهتر بگم تو اینچند روزه که اوج استرس معاف شدن یا نشدنم بود ! و همین طور به توصیه دوستان فراموشش کرده بودم اماسر همین مسئله لذت از درس خوندن و این دختر خانم ها رو که می بینم به لطف شرایطمن دراوردی آقایون مبنی بر داشتن کارت پایان خدمت یا معافیت و حتی قبول نداشتن فرجه 6 ماهه و سن زیر 25 سال و با عرض معذرت یه خرخونی خیلی غیرعلمی ! به همین راحتی واجد شرایط شدند خیلی ناراحت می شم و دلم می سوزه .

 

 

دلم می سوزه کسانی که تو دانشگاه مادرعلوم پزشکی مملکتبه پست های بالا رسیدند مثل حسین کشاورز ، مثل حمید اکبری ، مثل حسین درگاهی ، مثل جبرائیل سراجی ، مثل سید حسن امامی رضوی ، مثل حمید عمادی و در راس همه باقر لاریجانی ( پیشوند مقدسدکتر رو برای همه این آقایونزیادی می دونم ) و هزار تا ادعای پژوهش و پیشرفت و این چیزها رو دارند واقعا از نظر فکری و عقلی و کلان نگری و شایسته نگری واقعاچقدر مشکل دارند و این جایگاه شایسته اونها نیست والا هیچ موقع نمی اومدند بعد یک سال و نیم کار رو طرح پزشکی از لیسانس آخرش یه دختر ترگل ورگلی که فقط تنها هنرش خوندن و طوطی وار خوندن بوده و بس و هیچ کار خاص دیگه ای هم نکرده و حتی تو دوره لیسانسش چهارتا کار پژوهشی در زمینه علوم پزشکی که نکرده هیچ، حتی به زحمت لای چهارتا کتاب علوم پزشکی ( غیر مرتبط با رشته اش ) رو هم باز کرده یا اصلا باز نکرده ! به هر حال کسی که مرتب می گه من به پزشکی علاقه دارم .. علاقه دارم باید یه حرکتی چیزی کرده باشه ؟ نمی شه آدم تو خونه بشینه یا کوله اش رو بندازه رو دوشش یا کلاسورش رو بگیره دستش بره دانشگاه سر کلاسجزوه بنویسه برگرده خونه و شب امتحان همون جزوه ها رو بخونه و نمره و معدل بالایی بیاره ( همین وضعیت برای دبیرستان ودیپلم هم هست ) و بعدش هم بیاد بگه من عاشق پزشکی ام !! آخه تو چه کار مثبتی تو زمینه پزشکیکردی که الان مدعی هستی؟ تو که تو سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران قسمت پزشکی از لیسانس می آی کامنت می گذاری التماس می کنی شرط سنی و معدل و زبان و غیره رو بردارندیا می گی من به پزشکی علاقه دارم .. علاقه دارم !!!چقدر تو زمینه پزشکی تا الان کار کردی که حالا مدعی هستی ؟ به خدا دروغ می گی یا زیادی احساسی شدی ! ... فقط از پزشکی و پزشک شدن همون دک و پزش رو می دونی و بس ! همون خوش اومدن و پز دادن مامان و بابارو می خواهین و بس ! یه مقدار منطقی فکر کنین .

 

 

دلم می سوزه که از نظر این آقایون مستعد بودن و نخبه بودن پزشکی یعنی معدل عهد بوق ! یعنی زیر 25سال بودن و نداشتن مشکل سربازی (بخونین همون دختر بودن ! ) چرا اینها این چیزها رو نمی فهمند ؟ یا می فهمند و خودشون رو به نفهمی می زنند ؟ چرا دارند قداست پزشکی رو این طور راحت با پیش کشیدن شرایطی که جنسیت و سن و خرخون بودن ( معذرت می خوام از این کلمه خوشم نمی آد ولی فکر کنم بهتر منظورم رو می رسونم ! ) توش جلو می آد و مایه برتری یه عده به عده دیگه ای می شه به گند می کشند و خلاف روح و هدف طرح عمل می کنند ؟ من از آقایون و مسئولین دانشگاه علوم پزشکی تهران فقط یه سوال دارم و اون اینه که اگه می دونستین با این شرایطی که می گذارین کسانی واجد شرایط می شن که صرفا فقطدختر هستند و مشکل سربازی هیچ وقت نداشتند و تو طول زندگی تحصیلی فقط خوندند و خوندند و صرفا یه نمره بگیر خوب بودند نه یه علاقه مند و کسی که برای راضی کردن علاقه اش کار هم کنه و دست برقضا سن و ورودی شون هم جوری بوده که به زیر 25 سالگی شون خورده و بس !ولی عده ای که علی رغم تصور شما تو دوره دانشگاهشون کار علمی و پژوهشی کردند و زحمت کشیدند و فقط ماشین خرخونی و نمره گیری و مدرک گیری نبودند فقط بخاطر همون شرایط مسخره معدل دیپلم و سن و کارت معافیت و پایان خدمت نتونند حتی امتحان بدن ؟ اینهایی که الان می خوان امتحان بدن حتی اگه واقعا پشت پرده ای هم نباشه اصلا قبولی شون ذره ای هم ارزش داره ؟!! به خدا نداره .......چون با کسی مثل من رقابت نکردند و نون جنسیت و خرخونی و شانس خوبشون که نوبت به ورودی شون رسید و سن مجاز رو پیدا کردند می خورند و نه نخبه هستند نه مستعد پزشکی ...... اینها هیچی نیستند و قدرت رقابت با کسانی که تو دوره کارشناسی از نظر کیفی ازشون بیشتر تلاش علمی و پژوهشی کردند رو به هیچ عنوان نداشتند و ندارند ، فقط شانس خوبشون از نظر جنسیت و سن و خرخونی شون بوده که مجازبه امتحانشناخته شدند و بس!!

 

 

آقایون مسئول در دانشگاه علوم پزشکی تهران ! خدا ان شالله به حق ابا عبدالله لعنتتون کنه که قداست رشته پزشکی رو این طوری به گند کشیدین و کار رو به جایی رسوندین که حتی جنسیت و خرخون بودن هم تو ورود به پزشکی دخالت داشته باشه ! و حق مستعدین و نخبگان واقعی ( نه نخبگان پوشالی )و کسانی که تو دوره لیسانسشونواقعا زحمت کشیدند رو این طوری پایمال کردید ! خدا تو این دنیا و آخرت خودش در مورد این کار شما قضاوت خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ موقع استرس و اضطراب شدید و حملات اضطرابی که می تونند با تپش قلب ، عرق کردن ، لرز و رعشه ، احساس تنگی نفس و خفه شدن و تهوع و سرگیجه واحساس کرختی و سوزن سوزن شدن اندام ها و ترس از مرگباشند باید به بیمار یاد داد که آرامش خودش رو حفظ کنه و تو یه پاکت یا کیسه فریزر چنددقیقه ای نفس بکشه ( اگه تند تند نفس می کشه یا همون هیپرونتیلاسیون داره) تا به این وسیله بازدم خودش روکه توش CO2 داره استنشاق کنه ، یه راه دیگه هم اینه که با بینی نفس عمیق بکشه و از 1001تا1004بشمره و بعد نفسش رو حبس کنه و از1001تا 1003 بشمره و در نهایت با دهان یه بازدمی رو طی چهار ثانیه ( یعنی از 1001 تا 1004 بشمره ) انجام بده .

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 15 بازدید